نکته 51: قرار گیری درست موضوع در عکاسی

بستن


قرار گیری درست موضوع در عکاسی

 

اگرتنها یک موضوع دارید که شاخص است و خودنمایی می کند، مشخصاً باید در یک جای یاز کادر شما قرار گیرد. جایی که این موضوع قرار می گیرد مهم است، بخشی به خاطر این که پایداری موقعیت ها جذاب تر از بقیه هستند و یا بهتر جای گیر می شوند و بخشی دیگر به این دلیل که استقرار موضوع در جایی از کادر می تواند گویای این مطلب باشد که موضوع چیست و چه کار می کند. برای مثال اگر موضوع شخصی در حال راه رفتن است، عکس وقتی ساختاری متفاوت پیدا می کند که یا در یک طرف به معنای ورود به کادر و یا در طرف دیگر و مقابل به معنی خروج از کادر قرار گیرد.

قرار دادن موضوعی تکی در مقابل یک پس زمینه ساده یکی از ابتدایی ترین و ساده ترین روش های ترکیب بندی است. بهتر است مثالی ذکر کنم، اگر چه این نمونه در دنیای واقعی به نسبت کارایی نداردو رایج نیست، اما به امتحانش می ارزد. به ذهن خویش بقبولانید که تقریباً همۀ صحنه ها پیچیده اند و این که هر عنصر اضافی مربطوبه موضوع یک لایۀ گرافیکی به اصل موضوع می افزاید. البته این روش سودمند است، اما یک دستورالعمل به شمار نیم اید، زیرا هر فرمولی به سرعت ملال انگیز می شود.

اکنون تک موضوعی را درنظر بگیرید که با پس زمینۀ خود یک رابطۀ گرافیکی دارد. تشخیص این حالت باید قبل از اینک ه فکر کنید موضوع چیست (شاید یک یک انسان) و چه کاری انجام می دهد (مثلاً حرکت می کند) انجام شود. هنگام کادربندی در چنین موقعیتی توجه به اندازۀ موضوع مهم است، یعنی موضوع نباید آن قدر کوچک باشد که در پس زمینه شلوغ گم شود و نه آن قدر بزرگ که کادر را پر کند. مثال هایی این دو صفحه منظور مرا کاملاً بیانمی کنند. نکتۀ بعدی که کار را آسان می کند، مجموعه ای از قرار گیری موضوع از مرکز به سمت لبۀ کادر است. اگر موضوع را به صورت دقیق در نقطۀ مرکزی کارد قرار دهید، نشان دهندۀ انعطاف ناپذیری،تقارن و تأثیر متقابل اندک آن با پس زمینه است. این روش همیشه جالب به نظر نمی اید، من هم از به کارگیری آن بهعنوان یک اصل خودداری می کنم. در مقابل وقتی موضوع نزدیک به لبۀ ها یا گوشه های کادر قرار گیرد، تأثی آن بسیار افزایش می یابد زیرا کادر نامتقارن شده است، گویی بیننده با دیدن آن به دنبال دلیل می گردد. اگر عکاس دلیل خاصی داشته باشد که هیچ، اما اگر دلیلی نداشته باشد، بهترین دلیل انتخاب ترکیب بندی به دور از تکرار و کلیشهاست. در این جا تأثیر متقابل موضوع نسبت به پس زمینه را نباید فراموش کرد، زیرا در تصویر کاملآً نمایان می شود.

ترکیب بندی و قرار دادن موضوع در هر یک از بخشهای کادر، چپ، راست، بالا یا پائین می تواند منطقی و درست باشد، اما نباید وجود تأثیر متقابل و ارتباط میان بخش های تشکیل دهندۀ یک کادر را نادیده گرفت. همان طور که موضوع را از مرکز کادر دور می کنید (نگاه بیننده را به دنبال آن می برید)، نوعی تضاد در ترکیب بندی ایجاد می شود، در حالی که پس زمینه نامنظم تر در تمام کادر تأثیر می گذارد. در چنین حالتی قرار گیری موضوع، حس پویایی بیشتری را نسبت به سکون آن نشان می دهد.اگر به دنبال حس تعادل هستید، باید موضوع را در «نقطۀ طلایی» (Golden Sction) قرار دهید (نکتۀ 52). اگر خواهان تنش بیشتر هستید، یا کمی رابطۀ گنگ بین اجزای صحنه، قرار گیری موضوع دورتر از نقطه طلایی می تواند کمک کند.در هر صورت همان طور که گفتم، هیچ نسخه و فرمول خاصی را نمیتوان برای ترکیب بندی تمام صحنه های عکاسی به کار برد تنها به پویایی ایجاد شده فکر کنید، تمرین و عکس گرفتن هم می تواند راهگشای شما باشد.


قرار گیری فانوس دریایی در گوشۀ پائین کادر به طرز غیر عادی ارتباط آنرا با دریا نشان می دهد.

تضاد رنگ، اندازه و همین طور سختی و نرمی کاملاً قدرمتند نمایانشده است،

به طوری که نقش فانوس دریایی را به خوبی نشان می دهد.

 

 

عنوان این عکس را «قایقی در آب» گذاشتم، چون تقریباً قرارگیری موضوع در هر کجای این کادر امکان پذیر بود.

 

این عکس مردی را در کلیسای جامع نشان می دهد،

جای این مرد در کادر اجازه داده تا تقریباً رو به دوربین قرار گیرد و نمایی کاملاً مرسوم و مناسب ایجاد کرده است.

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

ورود کاربر

RSS مطالب

آمار سایت

آمار سایت

تعداد اعضای سایت

شما هم به ما بپیوندید.

عضویت رایگان است.

عضویت در سایت