ژانر وسترن

بستن


ژانر وسترن

 

ژانر وسترن

در بيش از يک قرني که از عمر سينما مي گذرد، گونه هاي مختلف در آن ظهور کرده که برخي با اقبال فراوان و برخي با ديگر با بي توجهي مواجه شده اند. در ميان ژانرهاي گوناگون ژانر وسترنکه قدمتي همپاي عمر سينما برخوردار است،مي رسيم که شاهکار هاي فراواني به سينما دوستان عرضه کرده است.

در اين ميان هاوارد هاکس و جان وين از اهميت فوق العاده اي بر خوردارند و بر تارک بسياري از شاهکارهاي وسترن جهان نام اين دو نفر مي درخشد.
هاکس را اغلب منتقدين پدر سينماي وسترن لقب داده اند و فيلم رود سرخ او از جمله فيلم هايي است که گذر زمان نيز نتوانسته از جذابيت و شکوه آن بکاهد. وي در ژانر وسترن با بهره گيري ازامکانات متوسط آن زمان و تکيه بر فيلم نامه هاي محکم و استوارش توانست سبک خاصي را ابداع کند،به گونه اي که بدون تماشاي تيتراژ فيلم هاي وي نيز مي توان نام خالق آن را حدس زد.

«جان وين» که از اسطوره هاي بازيگري در هاليوود به حساب مي آيد، در دوران جواني اش مشاغل متعددي را تجربه کرد و سرانجام به عنوان بازيگر نقش هاي درجه چندم به استخدام کمپاني هاليوودي در آمد.«دليجان» ساخته جان فورد ديگر نابغه ژانر وسترن نخستين فيلم مهم وين است که به شدت مورد استقبال عموم قرار گرفت و او توانست جايگاه خود را در سينما ي آن دوران به دست آورد و به مدت سه دهه در فيلم هاي وسترن بدرخشد و از اين رهگذر به ثروتي کلان دست يابد.

ژانر وسترن

جان وين در سينماي فوق به يک شمايل تبديل شد و براي سينما دوستان جهان در همان لباس هميشگي کلانتر شهر يا کابوي تنها جاودان شد. او در تمامي اين سالهاي طولاني نقش هاي متفاوت را تجربه نکرد و به کليشه آثار وسترن مبدل شد. وين درکنار ويژگي فيزکي مناسب از آن دسته بازيگراني بود که به اصلاح دوربين دوستشان داشت و همين امر کليد موفقيت هاي طولاني وي بود و اين درحالي بود که وين چهره زيبا و جذابي نداشت و نمي توانست صحنه هاي رمانتيک را به خوبي اجرا کند.

ريو براوو و ریولوبو از ديگر آثار مهم جان وين به حساب مي آيد که هنوز هم مي توان به تماشاي آن نشست و از سينماي ناب آن سالها سيراب شد.

آثار وسترن که شهرت، محبوبيت و ثروت را براي او به همراه داشت در نهايت به گونه هاي غير مستقيم موجبات مرگش را فراهم کرد. فيلمبرداري در صحرا هاي نوادا که در آن زمان آزمايش هاي اتمي در آن انجام مي گرفت وين را به راديو اکتيو آلوده کرد و سلولهاي سرطاني را در بدنش برجاي گذاشت و سر انجام باعث مرگش شد.

محبوبيت وي در ميان علاقه مندان سينما به چند عامل برگشت: نخست چهره پر صلابت و مردانه اش که درعين حال شيرين و دوست داشتني هم بود (بخصوص چشمان تنگ و ريزش ) در درجه دوم پذيرش کليشه شدن در نقشهاي يکسان که در نهايت به اسطورگي وي در اين ژانر فراموش شدني منجر شد. در کشورمان نيز وين طرفداران سينه چاک فراواني داشت.وتقريباً تمامي فيلم هايش به زبان فارسي برگردانده شده و در سينما هاي ايران به نمايش گذاشته شد.

علاوه بر تمامي عوامل ياد شده،صداي زنده ياد ايرج دوستدار در موفقيت وين در ايران نقش برجسته اي داشت.دوستدار با توجه به لحن و گويش انگليسي وين صدايي را خلق کرد که به خوبي روي چهره اش مي نشست که براي عامه مردم بسيار شيرين و جذاب بود. استفاده از تکه کلام هاي کاملاً ايراني که در اصطلاح دوبله پس گردني گفته مي شود محبوبيت اين بازيگر کهنه کار را صد چندان کرد.هر چند افراط در اين کار باعث شد که علاقه مندان جدي کارهايش دلزده شده و علاقه اي به تماشاي آن آثار نشان ندهند. ابتذال موجود در دوبله اين فيلم ها گاه به حدي بود که تماشاگر شرمنده خود و خانواده اش مي کرد. در ميان بزرگان ژانر وسترن بايد به « سام پکين پا » اشاره کرد که سبکي نو در وسترن ابداع کرد که سينماي استيليزه و آرام هاوارد هاکس و جان فورد تفاوت فاحشي داشت.

وي را مي توان شاعر خشونت ناميد،شاعري که دوربين را به جاي قلم در دست گرفته و سبکي را بنيان نهاد که با کوئينتين تارانتينو ، روديگوئز و الیور استون به کمال رسيد.

پکین پا نيز همانند بسياري از هنرمندان پيشرو و در زمان خودش مورد توجه قرار نگرفت و حتي با بي اعتنايي و بي تفاوتي منتقدين و صاحب نظران مواجه شد. دليل آن بازگشت به فيلم هاي جذاب و دوشت داشتني بزرگان اين عرصه (جان فورد و هاکس) و تفاوت هاي بنيادين آثار پکين پا با افراد يادشده.

ريتم پرتنش کارهاي او در تضاد کامل بزرگان وسترن بود و نماهاي خردشده. پر از پلان کارهايش (مثل : اين گروه خشن )براي بسياري از صاحب نظران قابل هضم نبود. به عنوان مثال در فيلم هاي سينمايي به طور معمول 600 پلان وجود داشت که اين رقم در «اين گروه خشن » 3600 پلان است!

ژانر وسترن

پکين پا براي نخستين بار از اسلوموشن (حرکت آهسته ) لابلاي پلان هاي اکشن و خونين فيلم بهره گرفت که هم اکنون نيز در بسياري از فيلم هاي هاليوودي استفاده شده و ديگر ساختار شکني محسوب مي شود. در حالي که پکين پا براي جا انداختن اين نوع سبک و نوع نگاه هزينه ي گزافي پرداخت و براي ساخت هر يک از شاهکارهايش با استوديو ها جنگيد ودر نهايت در اوج پختگي و بلوغ فکري و تکنيکي در گذشت.

قهرمان فيلم هاي وي آدم هاي تنها و غريبي بودند که زمان حکم به نابوديشان داده بود.مثل پيکو و دار و دسته وحشي اش که در گذر از سنت به مدرنيته براي نجات جان آنجل دست به فداکاري زده و مرگ باشکوهي را براي خويش رقم زدند.

ژانر وسترن

سينماي وسترن براي يک دهه فترت در دهه 1990با فيلمی ساخته کلينت ایست وود بازگشت باشکوهي داشت و اسکارهاي زيادي را به دست آورد. ايست وود که در جواني با فيلم هاي «خوب، بد، زشت» و «به خاطر يک مشت دلار» ساخته سرجیو لئونه به شهرت جهاني دست يافته بود در ميانسالي در قالب يک کابوي پير و خسته مورد قبول عموم قرار گرفت و با موفقيت اين فيلم ژانر و سترن مجدداً احيا شد و فيلم هاي زيادي همچون «چابکدست و مرده»ساخته سام ريمي و «وايات ارپ » و.... روانه اکران شدند و اين روند تا به امروز نيز با فيلم هايي از جنس قطار 3 و 10دقيقه به يوما با بازي راسل کرو ادامه داشته است. متأسفانه بسياري از فيلم ها ي ذکر شده کپي کمرنگي از وسترن هاي کلاسيک بوده و تنها به لحاظ قالب و فرم شباهت هايي با آثار شاخص اين ژانر محبوب و دوست داشتني داشتند.

در اين ميان فقط فيلم «قطار سه ده دقیقه به يوما » توانست خاطرات فيلم هاي ياد شده را زنده کرده و دوستداران وسترن راسيراب سازد. و بازي خارق العاده راسل کرو جذابيت خاصي بدان بخشيد.

ژانر وسترن

اين فيلم  بازسازي فيلمي به همين نام در سال ۱۹۵۷ میلادی با بازی گلن فورد و وان هفلین و به کارگردانی دلمر دیوز می باشد که يک سرو گردن بالاتر از نمونه کلاسيک آن است.

ژانر وسترن با تمامي فراز و نشيب هايش در طول چند دهه، به دليل غناي محتوايش، هنوز هم قادر به جذب تماشاگران انبوه مي باشد. به شرط آنکه در درجه اول فيلمنامه اي قوي و محکم ودر رتبه بعد کارگرداني آشنا به قواعد ژانر داشته باشد. چيزي که در وسترن هاي معاصر کمتر به چشم مي خورد.

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

ورود کاربر

RSS مطالب

آمار سایت

آمار سایت

تعداد اعضای سایت

شما هم به ما بپیوندید.

عضویت رایگان است.

عضویت در سایت