گفته های خواندنی ناصر ملک مطیعی در مورد فردین

بستن


گفته های خواندنی ناصر ملک مطیعی در مورد فردین

 

مطلبی که در ادامه می خوانید، گفتگویی بین بابک صحرایی و ناصر ملک مطیعی می باشد.

بابک صحرایی : بسیار گفته شده است که فردین از دوستان قدیمی شما بوده و شما با معرفی اش به فیلم ((چشمه آب حیات)) باعث ورودش به سینما شده اید و یا اینکه شما در موفقیت بهروز وثوقی در سینما نقش مهمی داشته اید . این اتفاق از آن جهت قابل توجه است که ناصر ملک مطیعی که خودش از ستاره های بازیگری است باعث موفقیت دو بازیگر دیگر هم می شود و به اصطلاح به رقبایش کمک می کند ، کمی در این باره صحبت کنید ؟

ناصر ملک مطیعی : چقدر قشنگ است که آدم بتواند صادقانه حرفش را بزند . آدم وقتی می خواهد یک دروغی بگوید مجبور است که هزار دروغ دیگر هم درست کند .خوشبختانه من در جوانی ام همیشه صادق بودم چه برسد به حالا که در این سن و سال اصلا به خودم اجازه نمی دهم که یک ذره از صداقت آن ور تر بروم اگرچه به ضررم باشد .

در مورد گفته شما واقعا من هیچ ادعایی راجع به این مساله ندارم . اولا من بین خودم و بهروز و فردین هیچ رقابتی احساس نمی کردم . من تنها کسی بودم که هیچ وقت پایم را در اتاق موویولا نگذاشتم . ولی هنرپیشه های دیگری می رفتند و مثلا میگفتند اینجا بسته صورتم را بگذار ، یا فلان جا فلان کار را انجام بده ، من هیچ وقت به هیچ کارگردانی نگفتم که نقش من را چنین و چنان کند . فقط یک بار سر فیلم (( هفده روز به اعدام)) به دکتر کاووسی گفتم : (( آقای دکتر اگر این گلدان این طرف باشد قشنگ تر نیست ؟)) گفت : (( چرا راست می گویی قشنگ تر است اما اگر گلدان را اینطرف بگذارم آن وقت دیگر تو کارگردان این فیلم هستی )) . همین مساله باعث شد درس بگیرم و دیگر در کار هیچ کارگردانی دخالت نکردم .

خدا نظام فاطمی را رحمت کند به من میگفت : (( شما در دیالوگ ها هر چه را که دوست داری بگو ما اینجا ضبط می کنیم و از همان استفاده می کنیم . )) در مورد بهروز و فردین ، بهروز وثوقی از از زمان های خیلی قدیم دم استدیو می آمد که من را ببیند . یک روزی هم در فرودگاه داشتم به اروپا می رفتم که یک عکسی به من می دهد تا برایش امضا کنم که خودش همیشه تعریف می کند .

کم کم بهروز وثوقی وارد سینما شد و در فیلم ((لذت گناه)) هم با یکدیگر همبازی شدیم و خیلی هم صمیمی شدم و همیشه مثل برادر کوچکترم دوستش داشته ام . در مورد فردین هم شوهر خواهر بعدی فردین آقای حسین نوری از رفقای قدیمی من و قهرمان وزن هشتم کشتی هم بود و بسیار پسر خوبی بود و سه تا پسر مثل ماه هم دارد که یکی شان به اسم سامی الان در قهوه تلخ هم بازی می کند .

حسین نوری با مرحوم تختی خیلی صمیمی بود و فردین هم با این ها کشتی می گرفت و رفیق بود . آقای تختی و حسین نوری فردین را با من آشنا کردند و گفتند در اردو که هستیم شب ها آقای فردین می زند و می خواند و شاد است و چهره خوبی هم دارد و از من خواستند که او را برای بازی کردن در فیلم به کارگردان یا استدیویی معرفی کنم . با این وجود اما من باعث معرفی فردین  برای بازی در ((چشمه حیات)) نشدم و این حرف درست نیست که من فردین را برای بازی در این فیلم معرفی کرده ام . به من پیشنهاد شد که در چشمه اب حیات بازی کنم که من فرصت نکردم و آقای فردین که قبلا از طریق دیگری با آقای سیامک یاسمی آشنا شده بود و به این ترتیب در این فیلم بازی کرد و چهره خوب و بازی خوبش باعث شد به خوبی رشد بکند و در چند فیلم دیگر هم بازی کند و آرام آرام تبدیل به یک بازیگر بسیار محبوب بشود .

یک زمانی با فردین و آرمان قبل از اینکه فردین در ((گنج قارون )) بازی کند ، چون شاخص تر از دیگر بازیگرها بودیم با هم قرار گذاشته بودیم که کمتر از بیست هزار تومان نگیریم . یک نامه ای هم بین خودمان امضا کرده بودیم سر فیلم ((آقای قرن بیستم ))

سیامک یاسمی گفت : من هیجده هزار تومان بیشتر نمی دهم . من که گفتم بازی نمی کنم . فردین هم آنجا بود .

من به فردین گفتم : (( تو در این فیلم بازی کن و آن قرارداد را هم ول کن . من نمی خواهم در این فیلم بازی کنم )) آرمان هم یک چنین چیزهایی گفت . به این ترتیب در این فیلم بازی کرد و سنگ اول شهرت و محبوبیت فردین با فیلم ((آقای قرن بیستم )) گذاشته شد . بعد هم که درگنج قارون به اوج رسید . می خواهم بگویم که بعضی اوقات اتفاقات و حوادث به شکلی هستند که نمی توانی بگویی تو کار خاصی نجام داده ای . یک وقت یک کسی یک فداکاری می کند که آن بخش جداست .

آشنا کردن و معرفی کردن به آن معنا نیست که مسیر زندگی کسی را تغییر دهد . من خوشحالم که فردین آنقدر استعداد و لیاقت داشت که به جایی رسید که هنوز که هنوز است مردم واقعا دوستش دارند حیف هم شد و خیلی زود رفت . متاسفانه من تقریبا آخرین نسل سینمای قدیم هستم و متاسفم که دیگر دور و برم کسی نیست و تنها مانده ام . خوشبختانه حالا با آقای وحدت ، هنرمند بزرگ تئاتر و سینما با هم هستیم و گاهی اوقات همدیگر را می بینیم . بهروز وثوقی آن طرف دنیا است . سعید راد مشغول کار است . بهمن مفید یا مرتضی عقیلی سالم و سلامتند و همین مساله من را خوشحال می کند گاهی اوقات همدیگر را می بینیم و تمامشان محبت دارند . خوشحالم که چند سالی است سعید راد هم وارد کار شده و بازی می کند و از این مساله بسیار خوشحالم .

بابک صحرایی : در سال های دهه 50 چقدر دستمزد می گرفتید ؟

دستمزد هنرپیشه های مطرح 130 تا 140 هزار تومان تا 200 هزار تومان بود . من حدود 150 تا 160 هزار تومان می گرفتم . فردین یک فیلمی را در هندوستان بازی کرده بود که فکر می کنم در آن فیلم دستمزد بیشتری گرفته بود .

نظرات   

 
0 #1 سیدمحمد حسین 1397-02-27 03:33
خیلی دوستت دارم ناصر خان ابر مرد سینمای ایران
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

ورود کاربر

RSS مطالب

آمار سایت

آمار سایت

تعداد اعضای سایت

شما هم به ما بپیوندید.

عضویت رایگان است.

عضویت در سایت