زندگی هانس زیمر (Hans Zimmer) از زبان او

بستن


زندگی هانس زیمر (Hans Zimmer) از زبان او

 

بیوگرافی هانس زیمر (Hans Zimmer)

هانس فلورین زیمر متولد ۱۲ سپتامبر سال ۱۹۵۷، در فرانکفورت آلمان است.

خودش می‌گوید:«وقتی بچه‌ای کوچک بودم، پدرم مُرد. به نوعی به موسیقی پناه بردم و موسیقی بهترین دوستم شد.»

زیمر به انگلستان مهاجرت کرد و کار حرفه‌ای‌اش را در زمینه‌ی موسیقی، از ۲۰ سالگی در گروهی کوچک، به‌عنوان نوازنده‌ی کیبورد و سینتی‌سایزر آغاز کرد.

پس از مدتی از آن گروه جدا شد و به گروهی ایتالیایی پیوست. تا سال ۸۰، او با چندین گروه کوچک موسیقی کار کرد، اما بخت زمانی با او یار گشت که دستیار آهنگسازی شناخته‌شده، به‌نام «استنلی مایرز» شد و آهنگسازی برای فیلم را آغاز نمود. در همان روزها، ازدواج اولش با «ویکی کارولین» سر گرفت، ازدواجی که حاصل آن یک فرزند دختر به نام «زو» بود.

در سال ۱۹۸۸ بود که پای زیمر به آهنگسازی فیلم‌های هالیوودی، با معرفی همسر «بری لوینسن»، کارگردان «مرد بارانی»، باز شد. موسیقی‌ای که زیمر برای این فیلم ساخت در همان ابتدای ورودش به دنیای هالیوود، چشم داوران آکادمی اسکار را گرفت و او نامزد اسکار بهترین موسیقی متن در سال ۱۹۸۹ شد، جایزه‌ای که البته به «دیو گراسین» برای آهنگسازی فیلم «جنگ مزرعه‌ی لوبیای میلاگرو» رسید، اما در همان ابتدای کار نام زیمر را به‌عنوان استعدادی شاخص در عرصه‌ی ساخت موسیقی متن، مطرح ساخت. سال ۱۹۸۹، او موسیقی متن فیلم «رانندگی برای خانم دیزی» را ساخت، فیلمی که مانند کار قبلی زیمر، اسکار بهترین فیلم را از آن خود نمود. دو سال بعد، زیمر موسیقی متن فیلم شاخص «تلما و لوییس» را کار کرد.

در سال ۱۹۹۲، زندگی ۱۰ ساله‌اش با همسر اولش پایان یافت. بعدها «سوزان زیمر» را به همسری پذیرفت، ازدواجی موفق که حاصل آن سه فرزند است.

سال ۱۹۹۴ بود که رؤسای کمپانی والت‌دیزنی، کارهای زیمر را پسندیدند و برای نخستین بار، پای او به آهنگسازی برای انیمیشن باز شد. قرار شد او موسیقی متن «شیر شاه» را کار کند.

زیمر می‌خواست شخصاً به آفریقای‌جنوبی برود و ضبط قسمت‌های کُر گروه آفریقایی را بر عهده گیرد، اما از آن‌جا که رؤسای کمپانی بیم آن را داشتند که در میان ناآرامی‌های این کشورِ در جدال با آپارتاید، زیمر کشته شود چنین اجازه‌ای ندادند و این قسمت‌ها در حضور نماینده‌ای دیگر ضبط شد.

موسیقی زیمر، سرشار از فرهنگ موسیقیایی آفریقا، حس شکوه، پس زده شدن و عشق بود و به‌طرز غریبی، غیر قابل مقاومت برای ارج نهادن با انواع و اقسام جوایز معتبر! دوباره گام اول زیمر محکم بود و این‌بار، او برنده‌ی اسکار و گلدن‌گلوب بهترین موسیقی متن، و دو جایزه‌ی گرمی شد.

او دوباره در سال ۱۹۹۸، به دنیای انیمیشن برگشت و موسیقی متن «شاهزاده‌ی مصر» را برای کمپانی «دریم‌ورکس» نوشت. زیمر دیگر چهره‌ای شاخص در دنیای ساخت موسیقی متن بود و کارگردان‌ها برای پروژه‌های بزرگشان، او را می‌خواستند.

در سال ۲۰۰۰، زیمر یکی از شناخته‌شده‌ترین کارهایش را ساخت. او روی پروژه‌ی «گلادیاتور»، اثر «ریدلی اسکات» کار کرد و تحسین و اعجاب علاقمندان به موسیقی و سینما را برانگیخت.

موسیقی حماسی و غم عمیقی که در کار او جاری بود و ستایش باشکوهی که بر آزادی و آزادگی در این‌کار به گوش می‌رسد، چنان شنونده را شیفته‌ی خود می‌سازد که محال است ساندترک‌های این آلبوم برایش کهنه و تکراری گردد.

علی‌رغم آن‌که زیمر برای این موسیقی ششمین بار نامزد اسکار بود و دشوار است تصور این‌که این موسیقی متن فاخر، مجسمه‌ی طلایی را از آن خود نکرده، اما حقیقت دارد. آن سال، رأی داوران بر این بود که موسیقی متن «ببر خیزان، اژدهای پنهان» اثری بهتر است و جایزه به «تان دون» رسید. همکاری زیمر با اسکات، در سال ۲۰۰۱ نیز، بر سر پروژه‌ی «سقوط شاهین سیاه» ادامه یافت و او بار دیگر، آلبومی به‌یاد ماندنی خلق کرد.

دو سال بعد، زیمر سراغ کار روی پروژه‌ای رفت که شخصاً دل‌بستگی بسیاری به اثر او و فیلمش دارم. «آخرین سامورایی». زیمر در حالی‌که حس می‌کرد دانش او از موسیقی ژاپن اندک است و علی‌رغم مطالعات بسیار موسیقی او، نتوانسته به‌خوبی منعکس‌کننده فرهنگ ژاپن باشد، تحسین‌ها را برای ساخت این آلبوم و شناخت بالایش از باورهای ژاپنی برانگیخت. اما بدترین اتفاقی که برای یک علاقمند به دنیای موسیقی و سینما می‌تواند بیفتد، افتاد: موسیقی متن «آخرین سامورایی» حتی نامزد اسکار هم نشد. هنوز نمی‌دانم که چطور ممکن است در برابر چنین شکوه بی‌نظیری، تا این حد ناشنوا بود! گوش دادن به این اثر، مانند آن است که آخرین توده‌ی نرم مه صبحگاهی زیر درخت گیلاسی پرشکوفه با پوست صورت تماس می‌یابد و اولین تابش‌های آفتاب، شبنم‌های آرام و تسلیم را روی گلبرگ‌های گیلاس و مزارع برنج اطراف تپه‌ای که روی آن هستید، می‌مکد.

شما می‌دانید که در راه آن‌چه آرمان و باور سامورایی به شما حکم می‌کند، خواهید مُرد! تلاش می‌کنید تا آنجا که می‌توانید، تمام این زیبایی‌ها را با جزئیات به‌خاطر بسپارید. بندهای زره را محکم می‌کنید و خود را بر سر می‌نهید، برای آخرین‌بار تیزی شمشیر را امتحان می‌کنید و با سری بالا، مرگ را انتخاب می‌کنید، مرگی در راه شرافت نام سامورایی‌تان! لطافت بی‌نظیر، شکوه حماسه، اندوه، اراده و شرافت، مفاهیم عالی انسانی است که زیمر توانسته آن‌ها را به زبان موسیقی بیان نماید.

همان روزها بود که «جری بروکهایمر» که مشغول ساخت «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه» بود، به یاد آهنگساز آثار قبلی‌ش افتاد. آن‌ها در پروژه‌هایی مانند Crimson Tide، «صخره» و «پرل هاربر» با هم کار کرده‌بودند و بروکهایمر، از اتودهایی که سیلوستری برای موسیقی کارش زده‌بود، کاملاً ناراضی بود. علی‌رغم تمایل شدید بروکهایمر به همکاری مجدد با زیمر، پروژه‌ی «آخرین سامورایی» زیمر را مشغول‌تر از آن ساخته‌بود که موسیقی متن کاملی بر کار همکار قدیمی بنویسد و کار روی موسیقی متن این فیلم، به «کلاوس بادلت» رسید.

زیمر در سه فیلم بعدی این مجموعه، همکاری کرد. موسیقی زیمر به‌خوبی شیطنت و شوخ‌طبعی کاراکتر دوست‌داشتنی «جانی دپ»، «جک اسپارو»، را در جای‌جای موسیقی خود بیان نموده، اما این باعث نشده کلیّت کار، هجو و غیر جدی شود، همچون آثار دیگر زیمر، شکوه و زیبایی و تعلیق، از این آلبوم نیز اثری ماندگار ساخته‌است. با این‌حال، علی‌رغم اینکه طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ زیمر به‌یادماندنی‌ترین آثارش را عرضه نمود، نامش بین نامزدهای اسکار شنیده نمی‌شد. طلسم این بی‌مهری و کج‌سلیقگی داوران اسکار، در پروژه‌ی «شرلوک هلمز» شکست. گفته می‌شود او برای ایجاد تُن‌هایی عجیب در موسیقی این اثر، پیانویی را که از کوک خارج شده‌بود، به قیمت ۲۰۰ دلار خرید از آن در ساخت موسیقی‌ش استفاده کرد و با یک گروه موسیقی دوره‌گرد از رم همکاری نمود. اما آمدن نام زیمر بین شانس‌های کسب بهترین موسیقی متن اسکار، دیگر بار در حد نامزدی ماند و جایزه به «مایکل جیاچینو» برای اثرش در انیمیشن «بالا» رسید.

همکاری «کریس نولان» جوان -که به تازگی ۴۲ ساله شده- با زیمر، از همین پروژه‌ی بتمن شروع شد و زیمر در هر سه اثر نولان‌ برای موفق‌ترین و قوی‌ترین فیلم‌های این کاراکتر معروف دنیای کمیک‌استریپ، همکاری کرد. به‌علاوه، کار روی پروژه‌ی «اینسپشن» هم اثری شاخص در کارنامه‌ی هر دوی آن‌ها افزود. «اینسپشن»، دنیای فیلم‌های تخیلی را برای من، به قبل و بعد از دیدنش تقسیم کرد. موسیقی بدیع «زیمر» نیز آهنگسازی برای چنین آثاری را معنایی تازه بخشید. «اینسپشن» با تمام نکته‌دانی و هوشمندی بالای نولان، اگر زیمر را در کنار پروژه‌اش نداشت، هرگز چنین شاهکاری نمی‌شد. زیمر، پا به پای نولان بُعد زمان و مکان را در هم می‌شکند و مفهومی تازه و غیرملموس به آن می‌بخشد. مفهومی از عشق از دست رفته، اما هم‌چنان زنده میان «کاب» و «مال» و «یادآوری چیزی، که باید کمی ایمان داشت!». موسیقی بی‌بدیل زیمر برای این فیلم نیز او را به نامزدی اسکار رساند. برای هشتمین بار. این بار هم اما، موسیقی متن «شبکه‌ی اجتماعی» اثر مشترک «ترنت رزنور» و «آتیکاس راس» به مذاق داوران این بخش اسکار، خوش‌تر آمد.

کارهای زیمر در سه‌گانه «شوالیه‌ی تاریکی»، آثاری فاخر را تقدیم دنیای موسیقی نموده‌است. فرو رفتن جامعه در باتلاقی از تباهی و غم تنهایی دردآور قهرمان داستان بسیار تأثیرگذار است. آخرین اثر این سه‌گانه که روی پرده آمده‌، امکان شنیدن تازه‌ترین اثر ساخته‌شده توسط زیمر را به ما داد. اثر زیمر، مجموعه‌ای در باب مکاشفه‌ی اندوه و خیزش و تقابل یأس و امید است. با شکوهی هر چه تمام‌تر، مانند همه‌ی آثار زیمر. تعلیق، اضطراب، خشم، ویرانی، حسرت در هم تلفیق شده و سکون و عمل‌گرایی را در کنار هم بیان نموده‌است. محبوب‌ترین ساندترک‌های این اثر برای من، On Thin Ice, Nothing Out There, Necessary Evil, The Fire Rises و بالاخص Rise هستند. درست مانند اولین ساندترکی که نام بردم، مثل ایستادن روی لایه یخی شکننده، بی راه پس و پیش و با قلبی شکسته و بادی با سرمای سوزاننده که پوست لب‌ها را تَرَک می‌دهد و اشکها را روی صورت منجمد می‌سازد و در نهایت و علی‌رغم این‌ها، خیزش را انتخاب کردن، دوباره ایستادن را، با علم به این‌که ممکن است هر آن فرو روی، بی خاطره‌ای گرم و چیزی که در پس خود به جا گذاشته‌باشی. در Rise دیگر به خلسه‌ای ناب فرو می‌روم. اولین باری که این اثر را گوش دادم، گفتم این دیگر اسکار دوم است. اما از داوران اسکار مطمئن نیستم، از داورانی که «گلادیاتور»، «آخرین سامورایی»، «دزدان دریایی کارائیب» ، «پرل هاربر» و «تلقین» را نادیده می‌گیرند. بیش از این مجسمه‌ی طلایی اما، در خاطر ماندن برای اهالی سینما مهم است. «رهایی از شائوشنک» هم مورد بی‌مهری واقع شد و «آل پاچینو» برای به‌یادماندنی‌ترین کاراکترهایی که بازی کرد، اسکاری نگرفت. اثر فاخر در قلب و عشق دوستداران، گرم و زنده می‌ماند.

زیمر در این سال‌ها، با دستیاری «لورن بلفه» کارهای به‌یادماندنی زیادی کرد. در وقفه‌ی بین «اینسپشن» و «خیزش شوالیه‌ی تاریکی»، زیمر موسیقی متن «رنگو»، «پاندای کنگ‌فو کار ۲» و «مگامایند» را کار کرد. کارهایی که برای او خیلی معمولی بودند، اما همچنان بالاتر از سطح توان بسیاری از همکارانش. او موسیقی متن ویدئوگیم Call Of Duty 2: Modern Warfare را هم کار کرد، بهترین انتخاب در این پروژه، با تجربه‌های طلایی زیمر در «پرل هاربر»، «خط قرمز باریک» و «سقوط شاهین سیاه».

زیمر یک بار گفته‌بود: «طرف‌های ظهر بیدار می‌شوم، یک فنجان قهوه می‌خورم، یک ساعت در وان حمام چرت می‌زنم و معمولاً با یک ایده از جا برمی‌خیزم. زندگی غیرمسئولانه‌ای است، تنها تصمیمی که می‌گیرم، درباره‌ی نُت‌هایی است که می‌نویسم!» و درباره‌ی رمز موفقیت خود اظهار داشته: «اگر رازی در میان باشد، که در واقع چندان هم راز نیست، این است که این سرگرمی من است. عاشق آن‌چه که انجام می‌دهم، هستم. هرچیز دیگری برای‌م جنبه‌ی «کار» دارد.» زیمر در تالار مشاهیر هالیوود هم، یادبودی دارد که روز رونمایی آن، در کنار خانواده و نولان بود و نولان، متنی در ستایش آثار زیمر قرائت کرد

جوایز و نامزدی‌ها

جوایز اسکار

۱۹۸۹: مرد بارانی
۱۹۹۵: شیر شاه (برنده)
۱۹۹۷: همسر واعظ
۱۹۹۸: بهترین شکل ممکن
۱۹۹۹: شاهزاده مصر
۱۹۹۹: خط باریک قرمز
۲۰۰۱: گلادیاتور

جوایز گلدن گلوب

۱۹۹۵: شیر شاه (برنده)
۱۹۹۹: شاهزاده مصر
۲۰۰۰: گلادیاتور (برنده)
۲۰۰۲: پرل هاربر
۲۰۰۳: اسپیریت: نریان سیمارون (نامزد بهترین آهنگ)
۲۰۰۴: آخرین سامورایی
۲۰۰۵: اسپانگلیش
۲۰۰۷: راز داوینچی

جوایز گرمی

۱۹۹۱: رانندگی برای خانم دیزی
۱۹۹۵: شیر شاه
۱۹۹۶: Crimson Tide (برنده)
۲۰۰۱: گلادیاتور - همراه با لیزا جرارد
۲۰۰۶: دزدان دریایی کارائیب: صندوق مرد مرده
۲۰۰۷: راز داوینچی
۲۰۰۹: شوالیه تاریکی (برنده) - همراه با جیمز نیوتن هاوارد
۲۰۱۱: تلقین
۲۰۱۱: شرلوک هلمز

 گرچه گلچین کردن بین این همه آثار خوب سخت بود  مانند "گلادیاتور" و "دزدان دریایی کاراییب "و" تلقین "که  دو اثر ابتدایی  کارهایی بود که من رو با این آهنگساز آشنا کرد ولی یکی از آهنگهایی که انتخاب کردم موسیقی بازی به یاد ماندنی Modern Warfare 2 هست.

اگر این بازی رو  تا انتها رفته باشین  در آخر بازی موسیقی نواخته میشه که شکوه و عظمت بازی رو صد چندان میکنه. به نظر من یکی از دلایلی که این بازی جزو بهترین بازی های تاریخ شد موسیقی تاثیر گذار زیمر بود
در آخر شما رو دعوت میکنم به دو اثر زیبا از این آهنگساز بزرگ:

  • Hans Zimmer - Swimming

  • Hans Zimmer - Opening Titles

 

گردآوری شده توسط: هانی

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

ورود کاربر

RSS مطالب

آمار سایت

آمار سایت

تعداد اعضای سایت

شما هم به ما بپیوندید.

عضویت رایگان است.

عضویت در سایت