ساندویچ از عصر ساسانی تا امروز

بستن


ساندویچ از عصر ساسانی تا امروز

 

تا سال ۱۳۰۶ هـ. ق ( ۱۸۸۹ م) که ناصرالدین شاه قاجار براى بار سوم راهى فرنگستان شد ، هیچ ایرانى نه نامى از ساندویچ شنیده نه آن را تناول کرده بود.

گرچه در ایران عصر ساسانی غذایی حاضرى به نام بزم آورد یا خامیزگ (گوشت دودى گوساله) متداول بود که شاهان در سفرهاى جنگى مى خوردند و خامیزگ گوشت نیمه پزى بود که آن را لاى نان گذاشته صرف مى کردند ، اما از ساندویچ در ایران اثرى نبود و فقط اروپایى ها مى دانستند.

نخستین ساندویچ فروشى هاى ایران

از دوران جنگ دوم به بعد اولین ساندویچ فروش ها در تهران و سپس در طول ۱۰ سال در شهرستان ها افتتاح شدند که غالب کارکنان آنها ارمنى بودند. نخستین بار در خیابان استانبول یا استامبول تهران چند مغازه که ماهی و ماهی دودی و لوله هاى کالباس مى فروختند ساندویچ عرضه کردند که بهای آن دانه ای پنج قران بود.

نان بُلکی، خیارشور حلبى تبریز، کمى کره که به نان مى مالیدند وچند برگ جعفرى تازه خرد کرده. "مغازه خزر" در ا بتداى خیابان استانبول پس از چهار راه فردوسى (چهار راه استانبول) در پاساژى واقع بود و مدتی بعد در طبقه زیرین آن رستورانى افتتاح شد که در آنجا چند نوع غذا از جمله سوسیس سرخ کرده یا مغز گوسفند یا کتلت یا ماهى ازون برون یا شیر ماهى را همراه با توده اى از سیب زمینى پوره خوشمزه که روى غذا و سیب زمینى سس گوجه فرنگى یا کچاپ هم مى ریختند به بهای نازل هر پرس شش قران و بعدها ۱۲ ریال و در دهه چهل ۱۸ ریال! عرضه مى کردند.

درخیابان شاه آباد (جمهورى) دکه ساندویچ فروشى اسلامى جمع و جورى بود که به جاى کالباس، کوکو، کتلت و تخم مرغ لاى نان مى گذاشت و کار او هم بسیار گرفته بود. ساندویچ از سال های حدود ۱۳۳۵ به شهرستان ها نیز انتقال یافت.

رفتن به ساندویچ فروشى و بى آبرویى

در سال هاى اول افراد محترم و آبرومند رفتن به ساندویچ فروشى ها را دون شأن مى دیدند و حداکثر رضایت مى دادند به چلوکبابى و چلوخورشتى بروند. همان طور که د ر عصر ناصرى نیز رفتن به رستوران و چلوکبابى کارى خلاف آبرو تلقى مى شد و مى گفتند فلانی سفره درست و حسابى ندارد که به دکه نان وکباب یا دکان چلوکبابى مى رود اما کم کم رفتن به دکان ساندویچ فروشى متداول شد و امروز بسیا رى از خانم ها و آقایان و جوانان خوردن ساندویچ را بر صرف غذا در خانه ترجیح می ددهند. حتی در حدود سال های دهه ۴۰ گفته مى شد که تعداد کارگران ساندویچ فروشى ها تنها در شهرستان رشت به ۱۶۰۰۰ تن رسیده است.

در دهه ۱۳۴۰ در بلوار کشاورز که ابتدای بلوار الیزابت دوم نام داشت یک ساندویچ فروشى بزرگ به نام ۴۴۴ افتتاح شده بود. نام فروشنده خوش اخلاق و خنده روى آن به نام على آقا را کسى نمى دانست و او را علی آقا ۴۴۴ می خواندند. على آقا که حتى بعدا معلوم نشد نام خانوادگیش چیست و برادرش آقا داوود از ساندویچ فروشان موفق تهران بودند و سال ها عده زیادی دوست داشتند به مغازه ۴۴۴ بروند و ساندویم ۴۴۴ بخورند.

على آقا بعدها خود مستقلا فروشگاهى در سه راه تخت جمشید (طالقانى) امروز افتتاح کرد که مشتری بر آن می جوشید. ساندویچ کتلت، کالباس، سوسیس و نیز لوبیا پخته پر از پیاز داغ و انواع چاشنى های برادران مزبور درتهران سال های دهه ۱۳۵۰ شهرت زیادی یافته بود. همین طور ساندویچ سالاد الویه، مغز و زبان آنها… افسوس که على آقا اگر زنده مى ماند دور نبود یک سلسله فروشگاه هاى زنجیره ااى فست فود تأسیس کند ، در جوانى مرد و بعد از او مغازه اش از هم پاشید.

از همبرگر تا پیتزا

در تهران طی دو دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ تعداد ساندویچ فروشى ها ازده هزار گذشت. در اوایل دهه ۱۳۴۰ ، همبرگر وارد بازار غذای ایران شد. تاپس همبرگر در بلوار ناهید ، خیابان جردن (آفریقا) ، اولین همبرگرها را با بهای سه تومان(بله سه تومان) عرضه می کرد که با یک بطری پنج ریالی نوشابه و یک پاکت سیب زمینی به بهای پنج ریال ، قیمت کل غذا از ۴۰ ریال بیشتر نبود ، وقتی همبرگز تاپس بهای غذای خود را گران کرد و چهل ریال بابت یک همبرگر گرفت ، غوغایی در تهران برپا شد. شهرداری دخالت کرد و دستور بازگشت به بهای سابق را داد که صاحب همبرگرفروشی زیر بار نرفت و به جای همبرگر ، پیتزا عرضه کرد که گران تر بود.

اولین پیتزا در ایران در خیابان ویلا و همزمان در خیابان شاه عباس آن زمان در نیمه سال های دهه ۱۳۴۰ عرضه شد که آن را پیتزای پنتری می خواندند و در آن دو رستوران غذاهایی مانند مرغ در سبد (همین مرغ سوخاری) که با سیب زمینی تنوری سرو می شد و اغذیه دیگر می آوردند و نویسنده اولین بار در سال ۱۳۴۷ با پیتزا پنتری آشنا شدم و طعم آن را چشیدم.

سایز یا اندازه پیتزا سه نوع متفاوت داشت که بزرگ ترین ۱۸ تومان ، متوسط ۱۶ تومان و کوچک ۱۴ تومان قیمت داشت! در دهه های ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۵ ساندویچ فروشی دیگری در تهران شهرت چشم گیری داشت که در ابتدای خیابان لاله زار نو ، جنب سینما متروپل قرار داشت ، در دو دکان ، ساندیچ های کالباس آن به خوشمزگی و مرغوبیت جنس شهره بود. این ساندیچ فروشی «اختیاری» نام داشت و دو برادر ارمنی آن را اداره می کردند. بوی کالباس و عطر خیارشور سیردار این مغازه پای هر رهگذری را سست می کرد.

به تدریج و از سال ۱۳۳۲ به بعد در سراسر تهران ، دکاکین ساندیچ فروشی گشایش یافت و ساندیچ فروشان علاوه بر کالباس و سوسیس و ژامبون ، ساندیچ های مانوسی با ذائقه ایرانی مانند کتلت ، استیک ، سالاد اولویه ، مغز ، مرغ ، تخم مرغ و کوکوسبزی را عرضه می کردند و ساندیچ فروشی به تدریج در ایران به صورت یک شغل عمومی و گسترده درآمد.

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی

ورود کاربر

RSS مطالب

آمار سایت

آمار سایت

تعداد اعضای سایت

شما هم به ما بپیوندید.

عضویت رایگان است.

عضویت در سایت